کاش میشد هیچیت نشه اگه مامانت یه مسکّن بخوره
دیشب مامانت سر درد شدیدی داشت. هر کاری کردم یه مسکّن نخورد. گفت تو مسکّن دوست نداری. مامانت هنوزم درد داره ...
کاش میشد هیچیت نشه اگه مامانت یه مسکّن بخوره
عسل جان
یا حضرت عشق ما را پناه ده
دارم میام پیشتون
بودنت مبارکمون باشه
قرعه فال به نام من دیوانه زدند
جان دلم لحظه ها کش می آیند
و اینها یعنی لحظه ها را می شمردیم تا لمس خبر آمدنت
قشنگه
زبون آدمیزاد که بلد نیستی